هادی چوپان برنده طلای وطنپرستی/ شاهرگ غیرت بگذار عکسهایت را پایین بیاورند!
روایتی از ایستادگی هادی چوپان در برابر توفان کینهها؛ وقتی تعصب به خاک، از مدال مستر المپیا هم پیشی میگیرد.

به گزارش آینه فردا به نقل از همشهریآنلاین، در دنیای امروز که شهرت میتواند مرزها را کمرنگ کند و زرقوبرق مدالهای جهانی، چشم هر قهرمانی را به روی ریشههایش ببندد، ایستادن پای «وطن» نه یک انتخاب ساده که یک جهاد است. این روزها نام هادی چوپان، ملقب به گرگ پارسی، فراتر از استیجهای لاسوگاس و کلمبوس، در قلب کوچهپسکوچههای ایران طنینانداز شده است. اما اینبار صحبت از حجم عضلات و کات فیگورها نیست؛ صحبت از حجمی از غیرت است که در کلام او جاری شده و لرزه بر تن بدخواهان انداخته است.
هادی چوپان در برنامه «کاپیتان» حرفی زد که باید آن را با طلا بر سردر ورزشگاهها نوشت: «پهلوانی به هیبت بدن و قطر بازو نیست، پهلوانی اخلاق است و رسالت و تعصب.» او به درستی دست روی زخمی گذاشت که این روزها فضای مجازی را مسموم کرده است. درحالیکه عدهای با نقاب مخالفت، تیشه به ریشه هویت ملی میزنند و قهرمانان را به مسلخ قضاوتهای ناعادلانه میبرند، چوپان قد علم کرده است تا بگوید قهرمانی که رگ غیرتش برای مردمش نجنبد، تنها تودهای از عضله است و بس.
او که لرزه بر اندام رقبای جهانی میاندازد، در برابر نام «ایران» و «مردم»، خود را تنها یک سرباز میبیند. آنجا که میگوید: «ما هرچه داریم از مردم داریم… ما سربازی بیش نیستیم»، در واقع درس فروتنی را به کسانی میدهد که با نخستین پرواز، ریشههایشان را در خاک جا میگذارند.
این روزها هادی چوپان آماج حملات کسانی قرار گرفته که وطنپرستی را در گرو همصدایی با آشوب و ویرانی میبینند. شاید در برخی باشگاهها، عکسهای او را به زیر کشیده باشند، شاید در فضای مجازی تندترین تعابیر را نثارش کرده باشند، اما حقیقت این است که عظمت یک کوه با سنگپرانی چند رهگذر فرو نمیریزد.
چوپان ثابت کرد که قطر شاهرگش از قطر بازویش بیشتر است؛ چرا که شاهرگ، جایگاه جوشش غیرت برای ملت است. او در اوج فشارهای روانی و درحالیکه میتوانست با یک موضعگیری دوپهلو، محبوبیت کاذب جهانیاش را بخرد، ترجیح داد پای پرچم و وطنش بایستد. او نشان داد که ذکر «یا علی» برای او تنها یک ورد زبان نیست، بلکه حکمتی است که در روزهای سخت، به او شجاعت میدهد تا در برابر هجمهها خم نشود.
آنهایی که سعی کردند با بایکوت کردن نام او یا پایین آوردن تصاویرش، او را منزوی کنند، فراموش کردهاند که قهرمان ملی را مردم در قلبشان حک میکنند، نه روی دیوارها. هادی چوپان با ایستادگیاش آتش به جان کسانی انداخت که آرزوی دیدن ایرانی ضعیف و بیقهرمان را دارند. او با هر بار بازگشت به ایران و در آغوش کشیدن مردم شیراز، ثابت کرد که مدال مستر المپیا و آرنولد کلاسیک، زمانی ارزش دارد که زیر سایه پرچم ایران به گردن آویخته شود.
هادی چوپان شاید در مسابقات مستر المپیا ۲۰۲۵ مدال نقره گرفته باشد، اما در امتحان وطنپرستی، طلای ناب را از آن خود کرد. او ثابت کرد که برای ماندگار شدن، نیازی به تأیید کسانی که خارج از گود نشستهاند و حکم به تخریب میدهند، ندارد. او قهرمان مردمی است که میدانند در روزهای سخت، چهکسی پای آنها ایستاد و چهکسی پشت به آنها کرد.
حقیقت آن است که شکوه هادی چوپان در لایکها و کامنتهای فضای مجازی یا قابهای نصبشده بر دیوارها خلاصه نمیشود؛ اصالت او در پیوندی ناگسستنی با خاک ری و شیراز و وجببهوجب این سرزمین ریشه دارد. آنانی که با خشم و کینه، سعی در بایکوت کردن نام او دارند، نمیدانند که پهلوان را «مردم» بر صدر مینشانند نه جریانهای گذرا. هادی با تکیه بر ذکر علی(ع) نشان داد که در تلاطم توفانهای سیاسی، میتوان صخرهای استوار ماند و به جای بازی در زمین دشمن، در میدان غیرت برای اهتزاز پرچم جنگید. او آموخت که قهرمان واقعی کسی است که وقتی به اوج میرسد، سر فرود میآورد تا دست افتادهای را بگیرد، نه آنکه برای خوشامد بیگانگان، به ریشههای خود پشت کند.
چوپان امروز نمادِ ایستادگی در برابر «ترور شخصیت» است؛ او هزینه سنگین وفاداری به وطن را با لبخند و تواضع در برابر ملت پرداخت کرد تا ثابت کند شاهرگ غیرت، فروشی نیست.
هادی جان! بگذار عکسهایت را پایین بیاورند، بگذار در فضای مجازی به تو بتازند؛ مهم این است که وقتی رگ غیرتت برای این خاک میجنبد، نام تو در تاریخ این مرز و بوم بهعنوان پهلوانی ثبت میشود که هیچگاه شرافتش را با تشویقهای پوشالی سوداگران سیاست عوض نکرد. تو سرباز وطنی و وطن به داشتن چنین فرزندانی میبالد.



